غزل شمارهٔ ۳۰۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
جانست که در بدن روانست
۲
عالم بدن است و عشق جانست
۳
تن زنده به جان و جان به جانان
۴
دریاب که قول عاشقانست
۵
با صورت و معنئی که او راست
۶
چه جای معانی و بیانست
۷
عشقست که عاشقان و معشوق
۸
عشق ار داری همین همانست
۹
خورشید به ماه رو نموده
۱۰
هر ذره که بینی آن چنانست
۱۱
در آینهٔ وجود عالم
۱۲
آن نور به چشم ما عیانست
۱۳
سید شاه است و بنده بنده
۱۴
او سید پادشه نشانست