غزل شمارهٔ ۳۱۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
عالم بدنست و عشق جانست
۲
جانست که در بدن روانست
۳
عشقست که عاشقست و معشوق
۴
عشقست که عین این و آنست
۵
عشقست که نور دیدهٔ ماست
۶
چون نور به چشم ما عیانست
۷
بنشسته به تخت دل چو شاهی
۸
عشقست که پادشه نشانست
۹
عشقست که زنده دل از آنیم
۱۰
عشقست که جان جاودانست
۱۱
عاشق چو غلام و عشق سلطان
۱۲
عشقست که شاه عاشقانست
۱۳
عشقست که عقل بندهٔ اوست
۱۴
عشقست که سید زمانست