غزل شمارهٔ ۳۱۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
کشتهٔ حضرت او زندهٔ جاویدانست
۲
ایمن از مرگ بود زنده جاوید آنست
۳
نقد گنجینه که شاهان جهان می جویند
۴
گنج عشقست که در کنج دل ویرانست
۵
دل ندارد به جز از خدمت دلدار مراد
۶
کار جان در دو جهان بندگی جانانست
۷
صورت نقش خیالی که نگاریم به چشم
۸
نیک می بین که مقصود از این نقش آنست
۹
بی سراپای درین راه بیابان می رو
۱۰
منزلی را مطلب کاین ره بی پایانست
۱۱
نعمت الله گرش مست بیابی دریاب
۱۲
دست او گیر که سر حلقهٔ سر مستانست