غزل شمارهٔ ۳۳۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
همه عالم ظهور حضرت اوست
۲
همه وابستهٔ محبت اوست
۳
هرچه اندر وجود موجود است
۴
غرق بحر محیط رحمت اوست
۵
تو منی من توام دوئی بگذار
۶
این همه نزد ما هویت اوست
۷
تو عزیزی عزیز خواهی بود
۸
زانکه این عزت تو عزت اوست
۹
همه را خدمت خوشی می کن
۱۰
چون همه خادمان خدمت اوست
۱۱
هر خیالی که نقش می بندم
۱۲
معنیش صورتی ز کسوت اوست
۱۳
همه منعم به نعمت اللهند
۱۴
هرچه بینیم عین نعمت اوست