Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
شاه نعمت‌الله ولی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در آینهٔ عالم تمثال صفات اوست
۲
از روی مسمی بین آن اسم که ذات اوست
۳
سِری که تو را گفتم با عقل مگو ای دل
۴
این راز درون ما بیرون ز جهات اوست
۵
دیریست پر از صورت ترسا بچه ای در وی
۶
هر نقش که می بینی معنی منات اوست
۷
این مجلس رندان است ما عاشق سرمستیم
۸
جامیست وجود ما باده ز صفات اوست
۹
در دامن درد آویز گر طالب دریائی
۱۰
زیرا که دل مسکین این درد نجات اوست
۱۱
گر کشته شوم در عشق از مرگ نیندیشم
۱۲
خود مردهٔ درد او زنده به حیات اوست
۱۳
تکبیر فنا گفتن بر هر چه سوی الله است
۱۴
در مذهب این سید آغاز صلات اوست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.