غزل شمارهٔ ۳۵۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
آب جویای آب این عجب است
۲
سر آب و سراب این عجب است
۳
ما حبابیم و عین ما آب است
۴
جام عین شراب این عجب است
۵
گر کسی مست شد ز می چه عجب
۶
باده مست خراب این عجب است
۷
روز و شب آفتاب می گردد
۸
در پی آفتاب این عجب است
۹
موج گوئی حجاب دریا شد
۱۰
ما ز ما در حجاب این عجب است
۱۱
نقش خود را خیال می بندم
۱۲
تا ببینم به خواب این عجب است
۱۳
می خمخانهٔ حدوث و قدم
۱۴
خورده ام بی حساب این عجب است
۱۵
زاهدی دیده ایم گیلانی
۱۶
سخت مست و خراب این عجب است
۱۷
این چنین گفته های مستانه
۱۸
خوانده ام بی کتاب این عجب است
۱۹
طالب وصل نعمت اللهم
۲۰
آب جویای آب این عجب است