غزل شمارهٔ ۳۶۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
کار دل در عشقبازی بندگی است
۲
بندگی در عاشقی پایندگی است
۳
بندهٔ فرمان و فرمان می دهیم
۴
وین شهنشاهی ما زان بندگی است
۵
همچو زلفش سر به پا افکنده ایم
۶
این سرافرازی از آن افکندگی است
۷
جان فدا کردم سر افکندم به پیش
۸
ز انفعال و جای آن شرمندگی است
۹
گر مرا بینی به غم دل شاد دار
۱۰
کان غم عشق است و از فرخندگی است
۱۱
مردهٔ دردیم و درمان در دل است
۱۲
کشتهٔ عشقیم و عین زندگی است
۱۳
سید ار جان بخشد از عشقش رواست
۱۴
عاشقان را کار جان بخشندگی است