غزل شمارهٔ ۴۶۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
عشق آمد و عقل کرد غارت
۲
ای دل تو به جان بر این بشارت
۳
ترک عجمیست عشق دانی
۴
ور ترک غریب نیست غارت
۵
گفتم به عبارتی در آرم
۶
وصف رخ او به استعارت
۷
چون آتش عشق او برافروخت
۸
هم عقل بسوخت هم عبارت
