غزل شمارهٔ ۴۶۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دل به دست باد خواهم داد هر چه باد باد
۲
این عنایت بین که چون با بخت من افتاد باد
۳
در هوای آنکه یابد باد بوی آن نگار
۴
بر در هر خانه روی خویشتن بنهاد باد
۵
هر کسی کو میخورد جام غم انجام غمش
۶
نوش جانش باد دایم در جهان دلشاد باد
۷
خانقه گر گشت ویران باده نوشان را چه غم
۸
عمر رندان باد دایم میکده آباد باد
۹
هر که بنیادی ندارد هیچ بنیادش منه
۱۰
عقل بی بنیاد باشد کار بی بنیاد باد
۱۱
دل به جان آمد ز مخموران کنج صومعه
۱۲
مجلس رندان و کوی باده نوشان شاد باد
۱۳
هر که باشد بندهٔ سید غلام او منم
۱۴
بندهٔ سید همیشه از غمان آزاد باد
