غزل شمارهٔ ۴۶۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
آب چشم ما به روی ما فتاد
۲
سو به سو گشت او ولی دریا فتاد
۳
روی ما خوش بود خوشتر شد از آن
۴
آبرو داریم بروتا فتاد
۵
آب دیده اشک مردم زاده بود
۶
خورش روان گردید در دریا فتاد
۷
چیست عالم شبنمی از بحر ما
۸
میل مأوا کرد با مأوا فتاد
۹
عاقلی نقش خیالی بسته بود
۱۰
عشق آمد کار او در پا فتاد
۱۱
هر که افتاد او ز چشم عارفی
۱۲
دل به او کم ده که از دلها فتاد
۱۳
نعمتالله در خرابات مغان
۱۴
مجلسی رندانه دید آنجا فتاد
