زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
شاه نعمت‌الله ولی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ترک سر‌مستی مرا دامن کشانم می‌کشد
۲
باز بگشوده کنار و در میانم می‌کشد
۳
در کش خود می‌ کشد ما را به صد لطف و کرم
۴
گه چنینم می‌نوازد گه چنانم می‌کشد
۵
کی کشد ما را ، چو لطفش می‌کشد ما را به ناز
۶
عاشق مست خرابم کش کشانم می‌کشد
۷
از بلای عشق او چون کار ما بالا گرفت
۸
از زمین برداشته بر آسمانم می‌کشد
۹
می‌کشم نقش خیالش بر سواد چشم خود
۱۰
زانکه این نقش خیال او روانم می‌کشد
۱۱
جذبهٔ او می ‌رسد خوش می‌ کشد ما را به ذوق
۱۲
در کشاکش اوفتادم چون دوانم می کشد
۱۳
نعمت‌الله جمله عالم را به سوی خود کشید
۱۴
جان فدای او که عشق او به جانم می‌کشد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.