غزل شمارهٔ ۵۰۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
عاشقی از عاقلی خوشتر بود
۲
غرقهٔ دریای ما خوشتر بود
۳
یک سر مو میل غیری کی کند
۴
هر که را سودای او بر سر بود
۵
عقل را نقش و خیالی دیگر است
۶
ذوق عشق و حال او دیگر بود
۷
ای که گوئی ترک غیر او بگو
۸
هرچه فرمائی بگویم گر بود
۹
عشق سرمست است و جام می به دست
۱۰
لاجرم سلطان بحر و بر بود
۱۱
بازیابی لذت رندان ما
۱۲
گر حریفت ساقی کوثر بود
۱۳
نعمت الله از خدا جوید مدام
۱۴
هر که یار آل پیغمبر بود
