غزل شمارهٔ ۵۰۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
نسبت خرقه ام از پیر خرابات بود
۲
به از این نسبت خرقه ز محالات بود
۳
این چنین پیر مریدی و چنان میخانه
۴
باده نوشیدن من عین عبادات بود
۵
عشق می بازم و خاطر به خدا مشغول است
۶
میخورم باده و جانم به مناجات بود
۷
نامراد از در ما باز نگردیده کسی
۸
در میخانهٔ ما قبلهٔ حاجات بود
۹
زاهد ار جنت فردوس به جان می جوید
۱۰
جنت عاشق سرمست خرابات بود
۱۱
سخنی از دل و دلدار بجان می گویم
۱۲
سخنم از سر صدق است و کرامات بود
۱۳
پیر و سر حلقهٔ ما سید بزم عشق است
۱۴
قدر هر کس به کمالات و مقالات بود
