غزل شمارهٔ ۵۲۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یار سرمست است و ما را می کشد
۲
دوستان را بی سر و پا می کشد
۳
آمد آن موج محیط عشق او
۴
خوش خوشی ما را به دریا می کشد
۵
می کشد ما را به میخانه مدام
۶
خاطر ما هم به مأوا می کشد
۷
در کش خود می کشد دلکش مرا
۸
زان کشش جانم به آنجا می کشد
۹
از بلا چون کار ما بالا گرفت
۱۰
مبتلا را دل به بالا می کشد
۱۱
هر کجا او می کشد ما می رویم
۱۲
کشته ایم و حق تعالی می کشد
۱۳
نعمت الله می رود دامن کشان
۱۴
جذبه ای دارد که دلها می کشد
