غزل شمارهٔ ۵۳۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هر دم بر آب چشم ما نقش خیالی می کشد
۲
هر لحظه از حالی دگر ما را به حالی می کشد
۳
سلطان عشقش هر زمان ما را مثالی می دهد
۴
و آن بی مثال از خود به روی ما مثالی می کشد
۵
گر دل به دلبر می کشد او می کشد دل را به خود
۶
کوشش چه کار آید مرا صاحب کمالی می کشد
۷
و آن رند مست از جام او آب زلالی می کشد
۸
ساقی همیشه از کرم جامی به رندی می دهد
۹
تاتو نپنداری مرا میلم به مالی می کشد
۱۰
من نعمت الله یافتم نعمت به عالم می دهم
