غزل شمارهٔ ۵۵۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بلبل جان چو ساکن تن شد
۲
مجلس کاینات گلشن شد
۳
آفتاب وجوب رو بنمود
۴
شب امکان چون روز روشن شد
۵
گنج اسما نثار ما فرمود
۶
نقد هر یک از آن معین شد
۷
بود پیدا ولی نهان از ما
۸
آمد اینجا به ما مبین شد
۹
عین اول ظهور چون فرمود
۱۰
واضح و لائح و مبرهن شد
۱۱
جام گیتی نما چو صیقل یافت
۱۲
حسن آمد به حسن و احسن شد
۱۳
نعمت الله جمال را بنمود
۱۴
نور او نور دیدهٔ من شد
