غزل شمارهٔ ۵۴۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
سنبل زلف او پریشان شد
۲
حال جمعی نکو پریشان شد
۳
باد با زلف او دمی دم زد
۴
زلف او هم بر او پریشان شد
۵
جمع بودیم از پریشانی
۶
جمع ما مو به مو پریشان شد
۷
گفت و گو در میان ما آمد
۸
قصه از گفتگو پریشان شد
۹
آن چنان جمع و این چنین جمعی
۱۰
من ندانم که چون پریشان شد
۱۱
زلف او مجمع دل ما بود
۱۲
گرچه از ما و تو پریشان شد
۱۳
نعمت الله به عشق زلف نگار
۱۴
آمد و سو به سو پریشان شد
