غزل شمارهٔ ۵۵۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
عشق او با جان ما پیوسته شد
۲
زنده آمد دل از آن پیوسته شد
۳
آب چشم ما به گلشن رو نهاد
۴
غنچه گشت و خوش خوشی گلدسته شد
۵
عشق سرمست است و می گوید سرود
۶
عقل مخمور است از آن دل خسته شد
۷
مرغ دل در دام زلف او فتاد
۸
سر نهاد و مو به مو پابسته شد
۹
تا به او پیوست جان من تمام
۱۰
از همه کون و مکان خوش رسته شد
۱۱
در دل من غیر او را راه نیست
۱۲
خانهٔ خالی ورا در بسته شد
۱۳
نعمت الله عاشقانه جان بداد
۱۴
رند سرمست از جهان وارسته شد
