غزل شمارهٔ ۵۹۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
خستهٔ عشق تو بیچاره شفا را چه کند
۲
مبتلای غم تو غیر بلا را چه کند
۳
کشتهٔ عشق تو چون از تو بلا می بیند
۴
همچو منصور فنا دار بقا را چه کند
۵
دردمندی که چو ما دُردی دردت نوشد
۶
با چنین درد خوشی صاف دوا را چه کند
۷
آنکه در میکدهٔ عشق تو یابد جائی
۸
نزهت باغچهٔ هر دو سرا را چه کند
۹
بندهٔ عشق تو چون سید هر سلطانست
۱۰
منصب دینی و عقبای گدا را چه کند
