غزل شمارهٔ ۶۳۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
صاحبنظری کو که جهان درنظر آرد
۲
یا محرم رازی که ز عقبی خبر آرد
۳
زنهار مزن تیر ستم بر دل درویش
۴
کان تیر ستم تیغ و سنان بر جگر آرد
۵
نیکو نبود تخم بدی کاشتن آری
۶
گر تخم بدی کاری آن تخم برآرد
۷
از سنگدلی سنگ منه بر ره مردم
۸
کو کوه عذابی به عوض در گذر آرد
۹
چوبی که زنی بر کف پائی به تظلم
۱۰
بی شک و یقین دردسری را به سر آرد
۱۱
بیداد مکن جان برادر به حقیقت
۱۲
بیداد پدر زحمت آن بر پسر آرد
۱۳
گربندهٔ سید شوی و تابع جدش
۱۴
از ابر وجودت مه تابنده برآرد
