غزل شمارهٔ ۶۳۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یاری که خیال دوست دارد
۲
عمری به خیال می گذارد
۳
عالم چه بود به نزد عارف
۴
نقشی که نگار می نگارد
۵
هر دم نقشی برد ز عالم
۶
در دم نقشی دگر برآرد
۷
در آینه چون کند نگاهی
۸
لطفش جامی به او سپارد
۹
مائیم و دل شکسته چون دوست
۱۰
پیوسته شکسته دوست دارد
۱۱
بحری است که آب رحمت او
۱۲
بر ما شب و روز نیک بارد
۱۳
چون اصل عدد یکی است سید
۱۴
آن یک به هزار می شمارد
