غزل شمارهٔ ۷۰۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
نوری که خدا به ما نماید
۲
در جام جهان نما نماید
۳
آئینه چو صیقلش نکردی
۴
روی تو به تو کجا نماید
۵
این لطف نگر که پادشاهی
۶
در صورت هر گدا نماید
۷
رندانه به نوش دُردی درد
۸
تا درد تو را دوا نماید
۹
نقشی به خیال می نگارم
۱۰
نقاش به نقشها نماید
۱۱
در موج و حباب آب دریاب
۱۲
کان جوهر ما به ما نماید
۱۳
در دیدهٔ سیدم نظر کن
۱۴
تا نور خدا تو را نماید
