غزل شمارهٔ ۷۱۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
رخت ما را به سراپردهٔ میخانه برید
۲
آلت مجلس ما جمله به ساقی سپرید
۳
ما چو غنچه به هوا جامهٔ خود جا کردیم
۴
بعد از این خرقهٔ ما را به ملامت ندرید
۵
عیب ما را مکنید ار شده ایم عاشق او
۶
نور چشمست ببینید که صاحب نظرید
۷
گر ز ما از سر مستی سخنی گوش کنید
۸
از سر لطف و کرم از سر آن درگذرید
۹
هر کجا نقش خیالی که ببیند دیده
۱۰
معنی خوب در آن صورت زیبا نگرید
۱۱
میل میخانه ندارید ندانیم چرا
۱۲
مگر از ذوق می و مستی ما بی خبرید
۱۳
بندهٔ سید رندان خرابات شوید
۱۴
که به نزدیک سلاطین جهان معتبرید
