غزل شمارهٔ ۷۴۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
رندان همه مستند و می از جام ندانند
۲
بی نام و نشانند از این نام نشانند
۳
در صومعه گر زاهد رعناست مجاور
۴
رندان به سراپردهٔ میخانه روانند
۵
خوش آینه دارند در آن آینه روشن
۶
بینند جمال خود و بر خود نگرانند
۷
اسماء الهی است که ظاهر شده بر خلق
۸
یک چند چنین بوده و یک چند چنانند
۹
عشاق برآنند که معشوق بر آنست
۱۰
ما نیز بر آنیم که عشاق برآنند
۱۱
این گفتهٔ مستانهٔ ما از سر ذوق است
۱۲
بی ذوق نخواهیم که یک بیت بخوانند
۱۳
از غافل مخمور مجو مستی سید
۱۴
کز ذوق می و مستی او بی خبرانند
