غزل شمارهٔ ۷۶۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
نوریست که آن نور به آن نور توان دید
۲
هر دیده که آن دید یقین دان که چنان دید
۳
جام می عشق است که در دور روان است
۴
در دور قمر هر که نظر کرد روان دید
۵
در آینه بنمود جمال و چه جمالی
۶
خود را چه به خود دید ، به خود خود نگران دید
۷
چشمی که نظر از نظر اهل نظر یافت
۸
در هر چه نظر کرد همین دید و همان دید
۹
بی نام و نشان شو که نشان نقش خیالیست
۱۰
این نیست نشانی که تو گوئی به نشان دید
۱۱
گوئی که مرا هست تمنای وصالش
۱۲
نقشی و خیالی است که درخواب توان دید
۱۳
نوریست که سید به همه خلق نماید
۱۴
یاری که نظر کرد به هر دیده عیان دید
