غزل شمارهٔ ۷۶۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
در دیدهٔ ما نور رخ یار توان دید
۲
یاری که نظر کرد در این دیده عیان دید
۳
خوش نقش خیالیست که بستیم به دیده
۴
نقاش در این نقش پدید است توان دید
۵
صاحبنظر آن است که در هر چه نظر کرد
۶
در صورت آن شاهد معنیش توان دید
۷
روشن بود آن دیده که در مجلس رندان
۸
چون جام مئی یافت هم این دید و هم آن دید
۹
هر ذره که بینی به تو خورشید نماید
۱۰
نور بصر ماست هر آن دیده که آن دید
۱۱
در آینه بنمود جمال و چه جمالی
۱۲
چون نیک نظر کرد به خود ، خود نگران دید
۱۳
از نور خدا دیدهٔ سید شده روشن
۱۴
هر کس که در این دیدهٔ ما دید چنان دید
