غزل شمارهٔ ۷۶۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چشمم نورت در این و آن دید
۲
روشن چشمی که آنچنان دید
۳
غیری نگذاشت غیرت تو
۴
غیر تو چو نیست چون توان دید
۵
تمثال جمال دیدهٔ ما
۶
در جام جهان نما روان دید
۷
دیده نظری ز نور تو یافت
۸
در ذره و آفتاب آن دید
۹
بحریم و حباب عین ما آب
۱۰
این دیدهٔ ما هم این هم آن دید
۱۱
از نام و نشان خبر چه پرسی
۱۲
هر دیده که دید بی نشان دید
۱۳
این دیدهٔ مست نعمت الله
۱۴
آن نور به عین آن عیان دید
