غزل شمارهٔ ۷۸۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
آتشی از عشق او در بزم ما افروختند
۲
عود جانان ، عاشقان در مجمر دل سوختند
۳
پیر رندانیم و سرمستیم در کوی مغان
۴
نوجوانان جهان رندی ز ما آموختند
۵
وصله ای از خرقهٔ پشمینهٔ ما یافتند
۶
کهنه پوشان ولایت خرقه ها بردوختند
۷
عاقلان بسیار عقل اندوختند از عاقلی
۸
عاشقان از عشق او بسیار ذوق اندوختند
۹
بر سر بازار او چون سید ما روز و شب
۱۰
نقد و نسیه این و آن در قیمتش بفروختند
