غزل شمارهٔ ۸۹۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
در میخانه را گشادم باز
۲
داد رندان تمام دادم باز
۳
با حریفان نشسته ام سرمست
۴
بزم شاهانه ای نهادم باز
۵
در خرابات مست و رندانه
۶
فارغ البال اوفتادم باز
۷
غم عشقش که شادی جانست
۸
شاد بادا که کرد شادم باز
۹
دفتر کاینات می خواندم
۱۰
شد به عشقش همه ز یادم باز
۱۱
من چو شاگرد می پرستانم
۱۲
در همه کار اوستادم باز
۱۳
بندهٔ سید خراباتم
۱۴
بر همه عاشقان زیادم باز
