زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
شاه نعمت‌الله ولی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۰۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شاهان همه حیران جمال تو گدا نیز
۲
دارند همه عشق خداوند خدا نیز
۳
از نور رخت دیدهٔ ما گشته منور
۴
مردم همه بینند درین دیده شما نیز
۵
یا رب گه بیابند ز وصل تو مرادی
۶
مجموع محبان جناب تو و ما نیز
۷
ما رو به تو داریم چو آئینه روشن
۸
بی روی تو ما را نبود روی و ریا نیز
۹
عشق تو حیاتیست که ما زنده از آنیم
۱۰
بی عشق تو حاصل ز فنا و ز بقا نیز
۱۱
ما نقش خیال تو نگاریم به دیده
۱۲
بینیم در آن نقش خیال تو لقا نیز
۱۳
گر سید ما جان طلبد از سر اخلاص
۱۴
جان را بسپاریم و بگوئیم دعا نیز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.