غزل شمارهٔ ۹۱۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
عشق بازی روان از جان برخیز
۲
عاشقانه ز جان روان برخیز
۳
قدمی نه به خانهٔ خمّار
۴
منشین در خمار هان برخیز
۵
سر سودای عشق اگر داری
۶
از سر سود و از زیان برخیز
۷
خیز مستانه بر فشان دستی
۸
در سماعی چنین چنان برخیز
۹
تو حجاب توئی چنین منشین
۱۰
کرمی کن از این میان برخیز
۱۱
در خرابات عشق رندانه
۱۲
بنشین و ازین جهان برخیز
۱۳
نعمت اله در سماع آمد
۱۴
وقت وقتست یک زمان برخیز
