زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
شاه نعمت‌الله ولی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مرغ دل در دام زلف دلبری افتاده باز
۲
عشق جانان جان ما بر باد خواهد داد باز
۳
زاهد خلوت نشین از خان و مان دل برگرفت
۴
مجلسی مستانه در کوی مغان بنهاد باز
۵
توبه بشکستیم و دیگر در شراب افتاده ایم
۶
هر که آمد سوی ما مانند ما افتاد باز
۷
بر خیال عقل بی بنیاد بی بنیادی من
۸
تا چه آید بر سرت زین عقل بی بنیاد باز
۹
روی دل بر درگه سلطان خود آورده ایم
۱۰
آمده بر درگه شه بنده ای آزاد باز
۱۱
آب چشم ما چو دجله می رود هر سو روان
۱۲
شاید ار معمور سازد خطهٔ بغداد باز
۱۳
خوش گشادی از گشاد نعمت الله یافتیم
۱۴
تا در میخانه را بر روی ما بگشاد باز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.