غزل شمارهٔ ۹۲۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
رنج عشقی کشیده ام که مپرس
۲
دُرد دردی چشیده ام که مپرس
۳
در طریقی که نیست پایانش
۴
بر و بحری بریده ام که مپرس
۵
دیده ام صورتی که دیده ندید
۶
معنئی را شنیده ام که مپرس
۷
گفته ام نکته ای تو را که مگو
۸
خط به حرفی کشیده ام که مپرس
۹
بلبل مست گلشن عشقم
۱۰
ز آشیانی پریده ام که مپرس
۱۱
عاشق و رند و لاابالی وار
۱۲
ازجهانی رسیده ام که مپرس
۱۳
بندهٔ وا فروختم به بها
۱۴
سیدی را خریده ایم که مپرس
