غزل شمارهٔ ۹۵۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هفت هیکل به ذوق می خوانش
۲
معنی یک به یک همی دانش
۳
سخنی عارفانه می گویم
۴
از لب دُرفشان خندانش
۵
سر بینداز بر سر میدان
۶
همچو گوئی به پیش چوگانش
۷
هر خیالی که نقش او دارد
۸
نور چشمم به دیده بنشانش
۹
موج و دریا به نزد ما آب است
۱۰
جام و می را حباب می خوانش
۱۱
دردمندی که درد دل دارد
۱۲
دُرد درد دل است درمانش
۱۳
باش همراه سید رندان
۱۴
در طریقی که نیست پایانش
