غزل شمارهٔ ۹۷۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
عشق او دریا و ما در وی صدف
۲
از صدف گوهر طلب کن ای خلف
۳
گوهر هر کس که باشد خوبتر
۴
باشد او را بر یکی دیگر شرف
۵
کی تواند بود گیلان همچو مصر
۶
یا کجا باشد سقر مثل نجف
۷
کشف و کشاف است ما را در نظر
۸
کی بود چون کشف ما کشف کشف
۹
گرچه دریا آبرو دارد ولی
۱۰
غیر بادش نیست دریا را به کف
۱۱
در پی نقش خیال این و آن
۱۲
حیف باشد گر شود عمرت تلف
۱۳
نعمت الله مجلسی آراسته
۱۴
آمده رندان مست از هر طرف
