غزل شمارهٔ ۹۸۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
تن به جان زنده است و جان از عشق
۲
در بدن روح ما روان از عشق
۳
عشق داند که ذوق عاشق چیست
۴
باز جو ذوق عاشقان از عشق
۵
هر چه در کاینات موجود است
۶
جود عشق است و باشد آن از عشق
۷
عاشقان عشق را به جان جویند
۸
عاقلانند غافلان از عشق
۹
نعمت الله که میر مستان است
۱۰
می دهد بنده را نشان از عشق
