زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
شاه نعمت‌الله ولی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۸۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عالم عرض است و جوهرش حق
۲
این است رموز سر مطلق
۳
جانست چو موج و دل چو دریا
۴
مائیم حباب و تن چو زورق
۵
گنجیم و طلسم مائی ماست
۶
بگشای به عشق بند مغلق
۷
عاشق صور است و معنی معشوق
۸
وین هر دو ز عشق گشته مشتق
۹
عشقش به اشارت اصابع
۱۰
کرده مه بدر عقل را شق
۱۱
ما بلبل گلستان عشقیم
۱۲
نالان به نوای خوش به رونق
۱۳
مستیم و خراب همچو سید
۱۴
گویای اناالحقیم و بر حق

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.