متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
شاه نعمت‌الله ولی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دل دارم و جان بدو سپردم
۲
نیکی کردم نکو سپردم
۳
با زلف نگار عهد بستم
۴
بشکستم و مو به مو سپردم
۵
هر نقش که در خیال آمد
۶
او دیدم و او به او سپردم
۷
با آینه روبرو نشستم
۸
تمثال خوشی به او سپردم
۹
رفتم به طریق جانسپاری
۱۰
این راه نگر که چون سپردم
۱۱
دل رفت و ندانمش کجا رفت
۱۲
ره بستم و سو به سو سپردم
۱۳
گوئی که سبوکش است سید
۱۴
خم یافتم و سبو سپردم
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.