غزل شمارهٔ ۱۰۵۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
عشق او در میان جان دارم
۲
عاشق عشق چون بهان دارم
۳
در خرابات مست می گردم
۴
میل خاطر به عاشقان دارم
۵
هر چه دارم ز صورت و معنی
۶
همه با یار در میان دارم
۷
با من از وصل و هجر کمتر گوی
۸
که فراغت از این و آن دارم
۹
کار من عاشقی و میخواریست
۱۰
تا که جان در بدن روان دارم
۱۱
با حریفان عاشق سرمست
۱۲
مجلسی خوشتر از جنان دارم
۱۳
نعمت الله دارم ای درویش
۱۴
گنج سلطان انس و جان دارم
