غزل شمارهٔ ۱۰۵۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
تا گلی از گلستانش چیده ام
۲
بر لب غنچه بسی خندیده ام
۳
ماه در چشمم نمی آید تمام
۴
کافتاب حسن او را دیده ام
۵
هر کجا جام مئی آمد به دست
۶
شادی او خوش خوشی نوشیده ام
۷
تا توانستم به عشق عاشقان
۸
در طریق عاشقی کوشیده ام
۹
ز آتش عشقش چو خم می فروش
۱۰
نیک مستانه به خود جوشیده ام
۱۱
رندم و رندان مریدان منند
۱۲
پیرم و رندی بسی ورزیده ام
۱۳
می نمایم نعمت الله را چو نور
۱۴
گرچه از چشم همه پوشیده ام
