متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
شاه نعمت‌الله ولی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۵۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بر در میخانه مست افتاده ام
۲
سر به پای خم می بنهاده ام
۳
در خرابات مغان مستانه باز
۴
خوش در میخانه را بگشاده ام
۵
جانسپاری می کنم در راه عشق
۶
هرچه فرماید به جان استاده ام
۷
در نظر روشن بود چون نور چشم
۸
آبروی اشک مردمزاده ام
۹
دامن همت نیالودم به غیر
۱۰
پاک پاک است دامن سجاده ام
۱۱
گوهر من باشد از دُر یتیم
۱۲
تا نپنداری که من بیجاده ام
۱۳
بندهٔ سید شدم از جان و دل
۱۴
لاجرم از کائنات آزاده ام
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.