غزل شمارهٔ ۱۰۶۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
نازی است از آن جانب و نازی که چه گویم
۲
مائیم و نیازی و نیازی که چه گویم
۳
تا طاق دو ابروش مرا قبله نما شد
۴
کردیم نمازی و نمازی که چه گویم
۵
دل سوختهٔ آتش عشقیم که چون موم
۶
دیدم گدازی و گدازی که چه گویم
۷
این سینهٔ ما مخزن اسرار الهی است
۸
رازیست در این سینه و رازی که چه گویم
۹
خوش سلطنتی یافتم از دولت محمود
۱۰
مائیم و ایازی و ایازی که چه گویم
۱۱
ساز دل ما مطرب عشاق چه بنواخت
۱۲
آواز به ساز آمد و سازی که چه گویم
۱۳
سید به سوی کعبهٔ مقصود روان شد
۱۴
اکبر بُود این حج و حجازی که چه گویم
