غزل شمارهٔ ۱۰۶۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
داریم حضوری و سرابی که چه گویم
۲
جامی که چه پرسی و شرابی که چه گویم
۳
در کوی خرابات مغان همدم جامیم
۴
مستیم و خرابیم و خرابی که چه گویم
۵
مستانه بتم از در میخانه درآمد
۶
بر بسته نقابی و نقابی که چه گویم
۷
خوش نقش خیالی است که بستیم به دیده
۸
بینیم به خوابی و به خوابی که چه گویم
۹
از آتش عشقش دل بیچاره کبابست
۱۰
سوزی و چه سوزی و کبابی که چه گویم
۱۱
در مجلس ما مطرب عشاق درآمد
۱۲
بنواخت ربابی و ربابی که چه گویم
۱۳
با عشق به سر می بر و با عقل میامیز
۱۴
کاین عقل حجابست و حجابی که چه گویم
۱۵
مائیم و می و خلوت میخانه و ساقی
۱۶
داریم هوای خوش و آبی که چه گویم
۱۷
گر کام دلم دلبر عیار برآرد
۱۸
والله که صوابست و صوابی که چه گویم
۱۹
گر یک نفسی بی می و معشوق برآری
۲۰
پرسند حسابی و حسابی که چه گویم
۲۱
از گفتهٔ سید دو سه بیتی بنوشتم
۲۲
خوش شعر لطیفی و کتابی که چه گویم
