متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
شاه نعمت‌الله ولی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۷۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مدتی در به در به جان گشتم
۲
گرد میخانهٔ جهان گشتم
۳
میر میخانه خدمتش کردم
۴
هم به فرمان او روان گشتم
۵
در خرابات عشق رندانه
۶
ساقی بزم عاشقان گشتم
۷
نام من شد نشانهٔ عالم
۸
گرچه بی نام و بی نشان گشتم
۹
چون محب حباب او بودم
۱۰
نیک محبوب این و آن گشتم
۱۱
جان به جانان خویش بسپردم
۱۲
زندهٔ ملک جاودان گشتم
۱۳
موج بودم ولی شدم دریا
۱۴
این چنین بودم آن چنان گشتم
۱۵
عقل سرمایه بود شد بر باد
۱۶
فارغ از سود و از زیان گشتم
۱۷
گنج در کنج دل طلب کردم
۱۸
واقف از گنج بیکران گشتم
۱۹
پادشه خوش مرا کنار گرفت
۲۰
چون کمر گرد آن میان گشتم
۲۱
بنده ام بندگی او کردم
۲۲
سید جمله سیدان گشتم
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.