زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۵۱۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خوش آن ساعت که می رفتی و طاقت می رمید از من
۲
تغافل از تو می بارید و حسرت می چکید ازمن
۳
خوش آن ساعت که هرگز بر مراد ما نبود، اما
۴
نصیحت های بی تابانه گاهی می شنید از من
۵
خوش آن غیرت که می افزود بیدادش اگر گاهی
۶
حدیث شکوه آمیزی به گوشش می رسید از من
۷
ز ذوق کشتن ما گرم خون گشتی و می دانم
۸
که ممنونند فردای قیامت صد شهید از من
۹
دلا امشب کجا بودی که محرم بودم و عرفی
۱۰
چه زهرآلود نشترها به جانش می خلید از من

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.