غزل شمارهٔ ۵۳۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
کو می شوقی که دل مست جنون آید برون
۲
هر نگاه از دیده با صد موج خون آید برون
۳
ناله تا نزدیک لب صد جا شود پا مال او
۴
جان بیمار از درون سینه چون آید برون
۵
چون رود فرهاد با آن جذبه، شاید گر شبی
۶
صورت شیرین ز قید بیستون آید برون
