زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۵۳۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ز چشم من مجوش ای گریه هنگام وصال او
۲
که محجوبست و می سازد هلاکم انفعال او
۳
ز شرح شوقم آتش در پر روح الامین افتد
۴
اگر غمنامهٔ هجر تو بربندم به بال او
۵
نمیرم زود، غمگین است پیش از مردن یاران
۶
کند آغاز شیون تا شود رفع ملال او
۷
پس از مردن گره شد در گلویم گریه، چون دیدم
۸
که جان رو در قفا می رفت از شوق جمال او
۹
بر آرم در لحد آهی که آتش در ملک گیرد
۱۰
اگر باشد به جز اسرار عشق از من سوال او
۱۱
چو مست آمد برون عرفی، چه گویم اهل تقوی را
۱۲
چه سان زد مشعله بر خاک عصمت رنگ آل او

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.