غزل شمارهٔ ۵۴۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
به کشتن من عاجز شتاب، یعنی چه
۲
به قتل صید اسیر اضطراب، یعنی چه
۳
دمی که چهره فروزد ز می، شود روشن
۴
که بر دمیدن آتش ز آب یعنی چه
۵
به تیغ غمزه اش ای دل نگاه حسرت چند
۶
بگو که چیست مرادت، حجاب یعنی چه
۷
دمی که بستهٔ فتراک او شوم دانند
۸
که بوسه های منش بر رکاب یعنی چه
۹
ز ذوق وصل و غم هجر یافتم، عرفی
۱۰
که چیست عیش بهشت و عذاب یعنی چه
