زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۵۴۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نه بی موجب به خاکم، از سم اسبش، نشان مانده
۲
سمند دولت مهری بر دل این ناتوان مانده
۳
نهان گردیده جان در سینه از بیم نگاه او
۴
چو مرغی کو ز ترس ناوکی در آشیان مانده
۵
شب از هجر تو بس دشوار جان دادم، بیا بنگر
۶
که آب حسرتم در چشم گریان همچنان مانده
۷
فدای غمزه ات شد، هر که جانی داشت، چون عرفی
۸
به غیر خضر کو در دام عمر جاودان مانده

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.