غزل شمارهٔ ۵۶۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
باز از شراب فتنه خرابم نمی کنی
۲
در آتش کرشمه کبابم نمی کنی
۳
صد شیشه گشت خالی و صد خُم به ته رسید
۴
وز جرعه ای هنوز خرابم نمی کنی
۵
صد پرسشم ز هر سر مو می کنی، ولی
۶
یک بار عنایتی به جوابم نمی کنی
۷
بهر فریب، سایه بیاندازیم به سر
۸
در زیر چرخ سدره به خوابم نمی کنی
۹
صد ناله سوخت در دل و در بزم خود هنوز
۱۰
فریاد بخش چنگ و ربابم نمی کنی
۱۱
مردم ز ننگ هوش و مستانه خنده ای
۱۲
دریا کش محیط شرابم نمی کنی
